۶ شهریور ۱۴۰۵
بعد از دو روز هنوز استاد راهنمام جوابی بهم نداده. پیامم رو تو تلگرام خوند اما خب بدون هیچ واکنشی. میخواستم کمی از بیمسئولیت بودنش بنویسم اما دیدم فایدهای نداره. تا دوشنبه صبر میکنم و اگه بازم پیامی ازش نداشتم به استاد مشاورم پیام میدم تا حداقل درباره سوالات مصاحبه نظرش رو بدونم. اونجور که دانشگاه تهدید کرده اگه تا آخر مهم دفاع نکنیم محروم از تحصیل میشیم. اینکه بتونم تا اون موقع کارم رو تموم کنم بعیده اما حداقل به آخراش برسونم میتونم راحتتر برای تمدید سنوات دوباره، کاری کنم.
فصل چهارم انیمه کلاس نخبگان رو تموم کردم و به آخرای کتاب موشها و آدمها رسیدم. امروز بیشتر وقتم رو گذاشتم پای یه مانهوا و ۱۰۲ چپترش رو تموم کردم. این چند روز هوا کمی خنکتر شده و دیگه از اون گرمای کشنده خبری نیست. جمعه هفته بعد هم احتمالاً این موقع تهرانم. ممکنه این بار تا آخر شهریور تهران بمونم. اینکه پاییز امسال رو تهران بمونم یا نه هنوز مشخص نیست. اما بیشتر از هر چیزی الان میخوام این قضیه پایاننامه تموم بشه و بعدش بتونم دوباره چندسالی از این فضای درس دور بشم.