۲۵ مرداد ۱۴۰۵

نوشته شده در ساعت 22:57 توسط lostsenpai

دو روزه که اینجا بارونیه و هوا هم خنک‌تر شده. با دیدن این هوای بارونیه کمی شارژ شدم و احساس بهتری دارم.

بالاخره بخش بزرگی از پایان‌نامه رو که تو این چند ماه سرش غر می‌زدم رو تموم کردم. و حالا مونده ویرایش نهایی. اینجور که مشخصه قرار نیست بهمون خوابگاهی تعلق بگیره و وضعیت موندنم تو تهران نامشخصه. قبلا تیانا پیشنهاد داده بود که باهاش هم‌خونه بشم احتمالا این دو سه ماه آخر رو اگه نتونستم خوابگاه بگیرم برم پیش اون. اگه جنگ و قطعی اینترنت نبود کارمو زودتر تموم کرده بودم. اما خب چیکار میشه کرد. فعلا باید با این جریان مزخرف زندگی پیش برم.

قسمت آخر فصل نهم ریک و مورتی رو امروز دیدم. این قسمتش یه احساس خاصی داشت :( دیگه باید بک بزنم به فصل چهارم کلاس نخبگان.

آمارگیر وبلاگ

© یادداشت‌های روزانه