۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
عروسی ندا هم گذشت. خب میتونم فقط اینو بگم بود و نبودم زیاد فرقی نداشت.
تو گروه دانشگاه خوندم ممکنه حذف ترم برامون امکانپذیر بشه. دوباره فردا باید زنگ بزنم ببینم بالاخره آموزش همت میکنه تا جواب بده یا نه. بعد مدتها جمعه شیفت بودم و برام خیلی خسته کنندهتر بود. با تعدیل نیرو شدن بچهها، تعدادمون کمتر شده و امروز مجبور بودم رصد خبر سیاسی و اجتماعی هم انجام بدم. البته که استرس هم داشتم.
باید بلند بشم گوشی رو بزنم به شارژ و به انیمه انتخاب کنم تا ببینم. فصل سوم جوجوتسو کایسن هم تموم کردم، فکر کنم سه روز طول کشید کلا. انتخاب درستی کردم که گذاشتم تموم قسمتها منتشر بشه. فعلا هم منتظرم فصل چهارم ریزیرو کامل بیاد تا با بدبختی پسرم سوبارو منم بیشتر حرص بخورم.
امیدوارم فردا بتونم دست ببرم سمت پایاننامه.