۱۷ مهر ۱۴۰۵

نوشته شده در ساعت 20:29 توسط lostsenpai

دیشب فهمیدیم که یکی می‌خواست بیاد ساختمون‌مون برای دزدی که همسایه‌مون زودتر فهمیده بود و اون طرف فرار کرد. وقتی رفتم سمت بالکن یه لحظه دیدمش که کنار یه ساختمون دیگه قایم شده بود. تو این اوضاع استرس اینکه یه شب ممکنه دوباره توسط دزد غافلگیر بشیم کم بود. کنار خبرهای از سرگیری دوباره جنگ هر بار اتفاق کوچک و بزرگی دیگه‌ای میوفته که نشون میده هنوزم زندگی میتونه تو رو سورپرایز کنه

روز جمعه من در خوابیدن، خوندن مانهوا، دیدن انیمه، گیم تا الان سپری شده و راضیم.

آمارگیر وبلاگ

© یادداشت‌های روزانه