۲۸ مهر ۱۴۰۵
نوشته شده در ساعت 21:55 توسط lostsenpai
اون تصمیم مسخرهای که گرفته بودم با شکست مواجه شد و منم دیگه بیخیال شدم. فهمیدم که همه فکروخیالهای تو سرم در حد همون فکر و خیال باقی میمونه و راهی به واقعیت پیدا نمیکنه.
فعلا یه سری وسایل گرفتم که اگه تنبلی نکردم جمعه آکواریوم رو بشورم. ماهیهای بیچاره من خیلی وقته تو یه آب تقریباً کثیف دارند زندگی میکنند.
دیشب هم خواب کسی رو دیدم و صبح با حالت غمگینی بیدار شدم. کاش دیگه هیچ وقت خوابشو نبینم.