۱۴ دی ۱۴۰۳

نوشته شده در ساعت 20:56 توسط lostsenpai

دیروز حوالی ظهر بود که رفتم بازار؛ این بار تنها بودم. تمام دفعات قبل همراه یکی بودم. دروغ چرا اولش برام خیلی سخت بود. با اینکه تنها خرید کردن رو ترجیح میدم اما یه وقتایی مثل دیروز تنها بودن تو اون شلوغی داشت اذیتم می‌کرد. اما بعدش عادی شد. چیزایی که میخواستم رو خریدم و برگشتم خوابگاه. شب می‌خواستم کار تحلیل گفتمان رو تکمیل کنم اما بیخیال شدم و گذاشتم برای امشب.

اما فصل سوم ری زیرو رو بالاخره استارت زدم. کنارش کمی کوئست گنشین رو پیش بردم. حتی تو این بنر جدید دو تا کارکتر پنج ستاره‌اش رو گرفتم :)) هم خوشحالم و هم کمی ناراحت. خوشحال از اینکه روند بردم باخت نداده و هنوزم معتقدم ژانگلی برام خوش‌شانسی آورد و ناراحت از اینکه وقت ندارم کامل بشینم پاش و بازی کنم.

دو هفته دیگه امتحانات شروع میشه، احتمالا تنها امتحانم درس دکتر کوثری باشه.

آمارگیر وبلاگ

© یادداشت‌های روزانه