۷ خرداد ۱۴۰۴
نوشته شده در ساعت 21:8 توسط lostsenpai
جدیداً سیستم بدنم اینجوری شده شش و نیم که از خواب بیدار میشم تا زمانی که آب به صورتم نخورده همونجا ایستاده هم میتونم بخوابم اما بعد او هیچ، انگار که قبلش چشمام خواب رو ندیده. روز کاریم مثل روزای قبل آروم گذشت و فردا هم شیفت نیستم. خوشحالم حقیقتا چون میتونم بشینم پای پروپوزال. قرار بود که امشب کاملاً تموم بشه اما بنابر تنبلی اینجانب بیشتر طول کشید. برگشتنی تو مترو یه قاب برای گوشیم خریدم و بعد از یکسال و خوردهای که تصمیمش رو داشتم امروز عملی شد. دو قسمت جدید سریال با طعم تو اومده ولی هنوز فرصت نکردم ببینم، شاید فردا یا جمعه.
از یه دوستم نزدیک یک ماهی هست که خبر ندارم؛ خب چرا پیام نمیدم بهش؟ راستش بیشتر منتظر اونم که بهم پیام بده. لجبازی عجیبی تو من به وجود اومده.